تبليغاتX
به سوی ظهور
حرف دل
السلام علیک یا سلطان یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا المرتضی

تولد امام رضا(ع

خورشید به من بتاب و تطهیرم کن

چون آینه ها بشکن و تکثیرم کن

یک بار سر سفره لطف و کرمت

بنشانم و یک عمر نمک گیرم کن

سر و جانم به فدایت امام رضا!!!

او می آید...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 15:40  توسط علی پرمیداس  | 

 

 

                        

                   الـسـلام عـلـيـک يـا ابـا عـبدالله

 

              السلام عليک يا جعفر بن محمد

 

      السلام عليک يا ولی الله يا امام صادق (ع)

 

 

 

سلام بر تو ای امام راستگو

 

سلام بر تو ای احيا کننده ی دين و سنت پيغمبر(ص)

 

سلام بر تو ای پسر فاطمه (س)

 

سلام بر تو ای عالم علم لدنی

 

سلام بر تو ای آموزگار 4000 مبلغ مکتب عشق

 

سلام بر تو ای عاشق ذات معبود و معشوق

 

سلام بر تو ای امام صادق...

 

يا امام زمان ... می خواهم با وجود مبارکت درد و دل کنم...

 

چه آشفته حالی دارم  ، امشب مولا جان!

 

بغض گلويم امانم را بريده... آخر بهت و حيرت مجال ترکيدنش نمی دهد...

 

دلم می خواهد در غربت و مظلوميت امام صادق (ع) زار زار گريه کنم...

 

دلم می خواهد در غم از دست دادن بزرگترين دانشمند عالم خون گريه کنم...

 

دلم می خواهد از غصه غفلت مردم آخر الزمان دغ کنم مولا جان ...

 

يا صحب الزمان...

 

خودت به فرياد شيعيانت برس... درد دلم را خودت می دانی....

 

ياريمان کن مهربان...

 

آقا جون شهادت غريبانه جد بزرگوارتون امام صادق (ع) را تسليت می گم...

 

سرتون سلامت آقا جونم ...

 

يوسف زيبای فاطمه (س) سايتون بالا سر ما باشه...

 

آجرک الله يا صاحب الزمان يا ابا صالح المهدی (عج)...

 

امام صادق (ع) در طول زندگی ، هنگام شهادت ،

 

و پس از شهادت خيلی غريب بودند

 

و در عين مظلوميت به شهادت رسيدند...

 

امام صادق (ع) خیلی غریبه...


در خونشو آتیش زدن و مثل بابای غریبش علی دستن بسته بردنش


وقتی اومدن سراغش گفتن حاضر شو بریم یه آن دیدن آقا شروع کرد

 

به دویدن گفتن چرا می دوی ؟ آقا فرمود آخه می خوام به مادرم اهانت نکنن...


عبای عربی زیر پای آقا می گرفت و زمین می خوردن...

 

آقا 4000 شاگرد داشتن اما هیچ کدوم به کمک آقا نیومدن و

 

امام حتی 17 یار خالص هم نداشت ...


با همه این مظلومیت ها امام صادق (ع) با کفن و هزاران

 

نفر تشییع کننده به خاک سپرده شد ولی ...

 

از مظلومیت آن امام مظلوم هر چه بگویم کم است ولی دل ها بسوزد برای

 

ارباب غریبم حسین که بدن نازنینش عریان و بی کفن زیر سم اسب های

 

نعل نو زده شده قرار گرفت...


غم مولا و اربابم حسين (ع) در عالم همتا نداره:

 

                  لا يوم کيومک يا اباعبدالله

 

السلام علی الحسين و علی علی بن الحسين و علی اولاد الحسين و

 

علی اصحاب الحسين و

 

علی العباس اخ الحسين و علی الزينب اخت الحسين و رحمه الله و برکاته

 

اللهم عجل لوليک الفرج و احفظ امام زماننا

 

و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه

 

اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره

 

و عجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نرئه قريبا

 

                                                                                    التماس دعا

                                                                                          

                                                                                     يا علی مدد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 21:42  توسط علی پرمیداس  | 

 

 

ولادت امام و نامگذاری

 

امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83

 

هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان

 

صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است.

 

رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود

 

نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست،

 

اما دروغ می گوید(جعفر کذّاب)

 

دوران قبل از امامت

 

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر

 

معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در

 

مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح

 

فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند.

 

لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31

 

سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت

 

امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

 

 

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت

 

در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به

 

قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را

 

به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز

 

انجام دادند. دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار،

 

دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در

 

زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و

 

قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال

 

129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.


این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به

 

امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی

 

امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی فعاليت علمی و فرهنگی

 

ايشان به شمار می رفت...

 

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت

 

عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق

 

و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش

 

نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع

 

حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی

 

در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.


امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله

 

نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه

 

بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان

 

بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم،

 

مفضل بن عمر کوفی جعفی،محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم،

 

مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . .

 

تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

 

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و

 

خودش به این موضوع افتخار کرده است.


امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و

 

نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در

 

همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت

 

که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری

 

اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت،

 

به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به

 

راه خود ادامه داده است.


بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت

 

دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه

 

در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری

 

و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

 

شهادت حضرت صادق علیه السلام

 

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده

بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به

اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی

چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره

سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان

را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که

امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط

عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی

در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در

کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار

زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی

خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که

پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.

۲۵ شوال سالروز شهادت مظلومانه امام جعفر صادق (ع) را به محضر

شريف و مبارک آقا امام و زمان (عج) و تمام شيعيان راستين تسليت باد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 17:33  توسط علی پرمیداس  | 

 

آفتاب پنهان   

     

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

 

ز سمت مشرق جغرافیای پنهانی

 

دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست ؟

 

شنیده ام که می آید کسی به میهمانی

 

کسی که سبز تر است از هزار بار بهار

 

کسی؟،شگفت کسی ،آن چنان که می دانی

 

کسی که نقطه آغاز هر چه پرواز است

 

تویی که در سفر عشق ، خط پایانی

 

تویی بهانه آن ابرها که می گریند

 

بیا که صاف شود این هوای بارانی

 

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

 

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

 

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

 

بیا که یاد تو آرامشی است توفانی

 

شعری که در اين بلاگ برای توصيف دلتنگی هام از فراق مولا و مقتدام امام

 

زمان (عج) نوشته ام از قيصر امين پور است. او که يک شاعر

 

انقلابی و کم نظير معاصر بود و

 

 

در دوم ارديبهشت 1338 در دزفول  به دنيا آمد.وي تحصيلات ابتدايي و

 

متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پايان برد سپس به تهران آمد و

 

دکتراي خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در

 

سال 1376اخذ کرد. وي فعاليت هنري خود را از حوزه انديشه و هنر

 

اسلامي در سال 1358 آغاز کرد .

در سال 1367 سردبير مجله سروش نوجوان شد.از همين سال در

 

دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدريس اشتغال داشت.

 

در سال 1382 نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد.


اولين مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن
غزل بود

 

و حدود بيست قطعه شعر آزاد. 

 

از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همين سال دومين

 

مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتويى توسط انتشارات حوزه

 

هنرى وابسته به سازمان تبليغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به

 

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آيد که شاعر در اين منظومه

 

28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهايى عشق را به عنوان

 

 جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گيرد. سال 69 برگزيده دو دفتر (تنفس

 

 صبح) و در( کوچه آفتاب) با عنوان گزيده دو دفتر شعر از سوى انتشارات

 

سروش از وى منتشر شد.


آينه ‏هاى ناگهان" تحول کيفى و کمى امين‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در اين مرحله

 

امين‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبيات مى‏رسد. اشعار اين دفتر نشان

 

از تفکر و انديشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آينه ‏هاى

 

ناگهان، امين‏پور را به عنوان شاعرى تأثيرگذار در طيف هنرمندان پيشرو

 

انقلاب تثبيت مى‏کند و از آن سو نيز موجوديت شاعرى از نسل جديد به

 

رسميت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومين دفتر از اشعار امين‏پور با عنوان

 

"آينه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در

 

کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هايى از شعرهاى موفق نسل انقلاب

 

به شمار می آيد.است که برخى از اشعار وى همراه با موسيقى تبديل به

 

ترانه ‏هايى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پير و جوان مى‏گردد. پس از تثبيت و

 

اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امين‏پور

 

نشان مى‏دهند و در اولين گام، انتشارات مرواريد گزينه اشعار او را در کنار

 

گزينه اشعار شاملو، فروغ، نيما و... به دست چاپ مى‏سپرد که در سال

 

78 به بازار آمد."گل‏ها همه آفتابگردانند" جديدترين کتاب امين‏پور نيز

 

در سال 81 از سوى انتشارات مرواريد منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد

 

رسيد و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قيصر امين ‏پور در سال 1382 علي رغم تمايلش از سردبيري

 

سروش نوجوان استعفا داد ، و  عضو در فرهنگستان زبان و ادبيات فارسى بود.

 

در دانشگاه تهران و الزهراء هم تدريس کرد و به کارهای پژوهشی مشغول بود.

 

غنچه با دل گرفته گفت:


زندگي لب زخنده بستن است


گوشه اي درون خود نشستن است


گل به خنده گفت


زندگي شکفتن است


با زبان سبز راز گفتن است


گفتگوي غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش مي رسد


تو چه فکر ميکني

 
کدام يک درست گفته اند

 
من فکر مي کنم گل به راز زندگي اشاره کرده است


هر چه باشد اوگل است

 
گل يکي دو پيرهن بيشتر ز غنچه پاره کرده است!

 

 

وي پس از تصادفي در سال ۱۳۷۸ همواره از بيماري‌هاي مختلف رنج

 

 مي‌برد و حتي دست کم دو عمل جراحي قلب و پيوند کليه را پشت

 

 سر گذاشته بود و در نهايت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶

 

در بيمارستان دي درگذشت.

 

روحش شاد و محشور با اوليای مهربان باد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 16:15  توسط علی پرمیداس  | 

 

امام زمان(عج)

آقا نگاهت جاي آهو هاست مي دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست مي دانم

آقا دلت در هيچ ظرفي جا نمي گيرد
جاي دل تو وسعت درياست مي دانم

آقا اگر تو بر نمي گردي، دليل آن
در چشم هاي پر گناه ماست مي دانم

جاي سر انگشتان پور نورت، در اين ظلمت
مانند رد باد بر شن هاست مي دانم

اي کاش برگردي که بعد از اين همه دوري
يک باره حس بودنت زيباست مي دانم

کي باز مي گردي، برايم بودن با تو
زيبا ترين آرامش دنيا ست مي دانم

تو باز مي گردي. اگر امروز نه ، فردا
از آتشي که در دلم پيداست، مي دانم

سالي گذرد بي تو، مرا روز، بيا
جان سوخت، تو اي شعله جان سوز بيا

لبريز شده کاسه صبرم بي تو
اي از همه غايب اي دل افروز بيا

                                                               ..............................................................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 17:23  توسط علی پرمیداس  | 

 

امام عصر(عج) از بين برندۀ و محو کنندۀ تمام آثار شرک و نفاق است؛

 

از اين رو عاشقان هر صبح آدينه،زمزمه «أَينَ هادِمُ اَبنِيةِ الشِّرکِ وَ النِّفاق»

 

را سر مي دهند و منتظرند تا ظهور کند و کاخ ظلم و ستم، استبداد و بناهاي

 

نفاق را نابود سازد.

 

به همين جهت او مساجدي را که به شکرانه کشتن امام حسين(ع) بنا شده است،

 

ويران خواهد کرد.

 

امام محمّد باقر(ع) دربارۀ اين مساجد مي فرمايند:«در کوفه به دليل شادي از کشتن،

 

حسين(ع) چهار مسجد ساخنه شد:مسجداشعث،جرير،سمّاک و شبَت بن رِبعي»

 

ابو بصير مي گويد:امام محمّد باقر فرمودند:«هنگامي که قائم ما قيام کند،چهار مسجد

 

را در کوفه ويران مي سازد...».

 

اين مساجد اگر چه همکنون موجود نيست؛ ولي ممکن است بعدها گروهي از

 

روي دشمني با اهل بيت(ع) آنها را دوباره بسازند.

 

فرشتگانِ ياور امام حسين(ع) ياوران امام مهدي(عج)

 

يکي از ويژگي هاي قيام يوسف زهرا(س) برخورداري از نصرت الهي به

 

وسيله فرشتگان است.شيخ صدوق(ره) در روايت ريان بن شبيب ،از امام

 

رضا(ع) نقل مي کند:«به تحقيق چهار هزار فرشته براي نصرت و ياري امام

 

حسين(ع) به زمين فرود آمدند.آنان هنگامي که نازل شدند،ديدند حسين(ع)

 

کشته شده است،از اين رو ،ژوليده و غبار آلود در نزد قبر آن حضرت اقامت

 

کردند و همچنان هستند تا اينکه قائم،قيام کند و از ياوران وسپاه آن حضرت

 

خواهند بود و شعارشان يا لثارات الحسين خواهد بود».

 

به راستي، چه ارتباطي ميان اين دو کوکب درخشان آسمان ولايت (که ملک و

 

ملکوت، عرش و فرش همه از يگانگي ان دو سخن مي گويند) وجود دارد.

 

هر کجا حسين(ع) است، مهدي (عج) هست و هر کجا مهدي (عج) است،

 

حسين(ع) نيز مي باشد.ذکر و نام آن يکي، با ياد و نام ديگري قرين و عجين

 

است.از امام زمان (عج)؛سيد الشهداء(ع) را مي طلبند و

 

از سيدالشهداء امام زمان را...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:9  توسط علی پرمیداس  | 

 

               السلام عليکم يا اهل بيت نبوة

             السـلام عليک يـا صاحـب الـزمان

         السلام عليک يا ابا صالح المهدی (عج)

۸ شوال ، حادثه ی جانگداز و دلخراش تخريب بارگاه ائمه بقيع به دست

وهابيان سنگدل و نامرد را به محض شريف و مبارک امام زمان(عج) و

تمام شيعيان تسليتعرض نموده و از خداوند منان سلامتی و تعجيل در فرج

مولايمان حضرت مهدی (عج) را مسئلت می نمايم و عرضه می دارم:

                        آجرک الله يا خليفه الرحمن

خدا صبرت دهد مولا از اين همه جاهليت مردمی که خود را امت رسول الله می دانند

خدا صبرت دهد مولا از اين همه دروغ و مکر و نيرنگ

خدا صبرت دهد مولا از اين همه تفرقه و فاصله در امت اسلام

خدا صبرت دهد مولا از کينه مردمی که تمام دشمنی شان با علی (ع) بود و بس ...

و اينک مطلبی در اين باره:

فیض حضور در زیارت ائمه نور

وهابیان، ساختن گنبد و ضریح و بقعه و ... بر روی قبور را حرام و

تخریب آن را واجب می‌دانند.

آنان ساختن این چیزها بر روی قبور را نوعی شرک و کفر می‌پندارند.

صغانی می‌گوید: مشاهد به منزله بت‌ها هستند و همان کاری را که عرب

جاهلی با بت‌های مختلف می‌کرد، پرستندگان قبور، امروزه با مشاهد و قبور

انجام می‌دهند و تغییر نام، عمل را عوض نمی‌کند.

به گمان آن‌ها، ساختمان کردن قبرها، بدعتی است که بعد از عصر تابعین رخ

داده و درقرون نخستین اسلامی نبوده است. آنان در این مسأله پیرو پیشوای

خود ، ابن تیمیه و شاگرد او ابن جوزیه هستند. از این‌رو آنان در چند قرن

گذشته ، تا می‌توانستند مشاهد و زیارتگاه‌ها را ویران کردند و حتی قبور ائمه

بقیع و قبر امام حسین(ع) را نیز استثنا نکردند.

آنان در تخریب قبور بقیع، استفتایی تنظیم کردند و به نزد یکی از علمای مدینه

 فرستادند و او در جواب چنین نوشت:

«ساختن و بنا کردن روی قبرها به اجماع مسلمین حرام است و در این زمینه

احادیث صحیح روایت شده و از این‌رو بسیاری از دانشمندان به وجوب خراب

کردن آن ساختمان‌ها فتوا داده‌اند و از جمله احادیثی که راجع به لزوم خراب کردن

قبور مورد استناد قرار گرفته حدیثی است که علی(ع) به ابی الهیاج می‌گوید: من

تو را برای کاری می فرستم که رسول خدا مرا بر آن کار فرستاده‌: اگر مجسمه‌ای

دیدی آنرا بشکن و هرگاه قبر بلندی دیدی آن را با خاک یکسان کن.

در صحیح مسلم هم این حدیث روایت شده است؛ اما موضوع مسجد قراردادن

 قبرستان‌ها و نماز خواندن در آن‌ها و روشن کردن چراغ، آن‌ها نیز به مفاد

حدیث ابن عباس ممنوع می‌باشد ... و اما توجه به سوی حجره نبوی(ص)

در موقع دعا کردن،بهتر است که از این عمل نیز جلوگیری بشود،

چنان‌که از کتب معتبر استفاده می‌شود،

چون بهترین سمت‌ها، سمت قبله است و همچنین طواف بر قبور و بوسیدن و

به‌طور کلی دست کشیدن به آن‌ها اعمالی است حرام و ممنوع! و نیز ذکر خواندن

و رحمت فرستادن در مواقع نامبرده همگی بدعت است و این، چیزی است که

 نظر ما به آن رسیده است.»

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:32  توسط علی پرمیداس  | 

 

بسم رب المهدی (عج)

عيد سعيد فطر

 

عيد زيبای شکرگزاری يک ماه سعادت بندگی و شکر بنده نوازی

 

خداوند

 

عيد زيبای شکرگزاری مهمانی پرشکوه خداوند و شکر نعمات فراوانش در اين ماه عزيز

 

عيد زيبای شکر گزاری پاک و بی گناه شدن قلب ها به سبب وجود شب های پر نور قدر

 

خدايا ! شکر بی حدت که آوردی مرا دنيا

 

ز اول کرده ای  من را محب حضرت مولا

 

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمومنين علی (ع)

 

 

خدايا ازت ممنونم که منو به دنيا آوردی و محب آقام حضرت علی(ع) و خاندان پاکش قرار دادی.

 

خدايا شکر و سپاس فقط مخصوص توست که مرا شيعه و محب صاحب الامر حضرت مهدی (عج)

 

قرار دادی

 

و هزاران شکر و سپاس بی پايان برای تمام نعمت های بی پايانت...

 

 

پروردگارا! از تو می خواهم مرا لايق نعمت های بی کرانت گردانی و اين لياقت را به من دهی تا

 

شيعه ی واقعی بهترين برگزيدگان تو باشم و تو بهترينی ...

 

آقا جان يا صاحب الزمان ...

 

تويی بهترين بنده و نمازگزار و روزه دار خداوند. خوشا به حال خداوند به خاطر داشتن عاشقی چون تو.

 

حقا که بهانه ی آفرينش تو و مادر مهربانت هستی ای گل نرگس. ای بهترين مخلوق خدا. ای انيس و

 

مونس جان. به خدا دووست دارم.

 

مولا جان! در دل و جان من فقط تو جای داری ای يوسف زهرا(س) ، ای عزيز دل زهرا(س) ،

 

در روز عيد فطر چنان غم بزرگی بر روح و جانم سايه انداخته که زبانم از توصيف عظمتش قاصر

 

است. دل من غمگين است يا صاحب الزمان ، چون تو در کنارم نيستی. غم بزرگی است دوری از تو

 

ای ناجی عالم.

 

بيا مولا و اين شام سياه و تاريک ما را روشن و نورانی کن.

 

بيا که ديگر طاقت دوری ات را ندارم و دلم می خواهد اين عيد زيبا را به تو تبريک بگويم و از لبان تو

 

شاد باش بشنوم و آرزو می کنم که مرا و کوتاهی های مرا ببخشی و نزد خدای بزرگ شفيع من باشی.

 

می دانم خواسته ی بزرگی است ولی من از صميم قلب دوستت دارم و عاشق توام ای بهترين عشق عالم ، ای مهدی جان...

 

مولا جان عيد عبادت و بندگی بر تو و همه دوستدارانت مبارک...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 12:5  توسط علی پرمیداس  | 

روزه یك سو شد و عید آمد و دلها برخواست

می زخمخانه بجوش آمد و می  بایدخواست

نوبه  ی زهد فروشان  گران جان  بگذشت

وقت رندی و طرب كردن رندان  پیداست

 چه ملامت بو د آنرا كه چنین باده بخورد

این چه عیبست بدین بیخردی وین چه خطاست

باده نوشی كه دراو روی   و ریایی نبود

بهتر از زهد فروشی كه در او روی و ریاست

ما ،نه رندان ریاییم و حریفان  نفاق

آنكه او عالم سر است بدینخال گواست

فرض ایزد بگذاریم و به كس بد نكنیم

وانچه گویند روا نیست نگوییم رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

باده از خون رزانست نه از خون شما ست

اینچه عیب است كه ازان عیب خلل خواهد بود

ور  بود نیز چه شد مردم بی عیب كجاست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 18:5  توسط علی پرمیداس  | 

 

عيد است و پيش از اين مژده به خمار آمده

برچرخ ،دوش ازجام جم، با ما به ديدار آمده

عيدآمد از خلد برين، شد شحنه ي روي زمين

هان ماه نو امضاش بين، امروز در کار آمده

هر جا زبويش عنبري، هر مي زجويش کوثري

هر روز رويش عبهري، بر برگ گلنار آمده

مي آفتاب زر فشان، جام بلورش آسمان

مشرق کف ساقيش دان، مغرب لب يار آمده

 

درود بر لب هايي که جز به عشق روزه نگشادند ،

بر چشم هايي که فرشتگان را در زلالشان به سجده مي ديدي.

پر برکت باد دست هايي که تا عشق قد کشيدند

و شانه هايي آن چنان مهربان که سيمرغ را رغبت فرود آمدن پديد آوردند.

سلام بر شما که ماه ضيافت عشق را به بدرقه نشسته ايد،

وهلال عيد بر پيشاني آسمانتان مي درخشد.

تهنيت باد بر شما ياران که اين عيد بهاي عشقتان است.

برايتان رمضان هاي نوراني فراوان آرزومندم.

تو هديه های کوچک را قبول می کنی

 

خدايا !

تو ! فقط تو با همه مهربانی

حتی با کسی که هیچ کس به او مهر نمی ورزد.

تو کسی را می پذیری که هیچ سرزمینی او را نمی پذیرد.

تو ! فقط تو هستی که نیازمندان را کوچک نمی بینی

و از خانه ی خودت دورشان نمی کنی !

تو کوچک ترین هدیه ها را می پذيری ،

قدر کارهای کوچک را می دانی

و با پاداش های بزرگ قدردانی ات را نشان می دهی .

هر کسی به سویت بیاید، تو هم به او نزدیک می شوی

و هر که به تو پشت کند، تویی که صدایش می کنی !

تو که مهربانی !

 

فرازی از دعای امام سجاد (ع) در روز عید فطر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 5:32  توسط علی پرمیداس  |